۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

سردار محمد هاشم خان

از کریم پوپل
نوسینده ویکی پیدیا



سردار محمد هاشم خان
سردار هاشم خان.jpg
فوتوی جوانی سردار محمد هاشم خان
شناسنامه
نام کامل محمد هاشم
معروف به سردار محمد هاشم خان
زادروز ۱۸۸۶ خورشیدی
زادگاه دیره دون، هند
تاریخ مرگ ۲۶٫۱۰٫۱۹۵۳
محل مرگ در کابل، افغانستان
فرزندان ندارد
دین اسلام
اطلاعات سیاسی
سمت صدر اعظمی افغانستان ۱۹۱۳-۱۹۲۷
پست‌های قبلی سفیر در اتحاد جماهیر شوروی
فعالیت‌ها سیاسی
قبل از شاه محمود خان
بعد از اولین صدراعظم در تاریخ افغانستان
سردار محمد هاشم حان:اولین نخست وزیر [صدراعظم] افغانستان در زمان حکومت محمد ظاهرشاه بود.او عمو محمدظاهرشاه بود. او از سال ۱۳۱۲-۱۳۲۷هجری شمسی به مدت۱۷ سال درکرسی نخست وزیری ایفای وظیفه نمود. پس از قتل نادرشاه ظاهر شاه پسر ۱۷ ساله او بر اریکه قدرت نشست.در آنزمان ظاهرشاه به دلیل کمی سن وعدم تجربه کافی درامور کشورودولت، نمی توانست از عهده زمامداری برآید. لذا کاکا هایش هاشم خان شاه ولی خان شاه محمود خان او را در اداره کشور کمک ویاری می نمودند. هاشم خان شخصی با انظباط ومستبد بود او دردوجهت زیاد میکوشید حفظ سلطنت و حاکمیت دولت با لای مردم.از دموکراسی جنبش های روشنفکری وآزادی بیان سخت می ترسید وهرگز اجازه نشر مطبوعات آزاد را الی اخیر وظیقه اش نداد . او در آغاز توجه خود را به عرصه های روابط بین الملل، حفظ امنیت و نهاد اداری کشور معطوف داشت. جراید که در زمان زمام داری وی بنشر میرسید اصلاح وانیس بود که دولتی بود دردوولایت هرات گاه گاهی روزنامه بنام اتفاق اسلام ودر مزارشریف بنام بیدار بنشر میرسید که صرف دولتی بود. از استبداد و به زندان انداختن او نه تنها مردم بلکه در خانواده سلطنتی ختلافات بوجود امد .او در دوران حکومت خویش نمیخواست هیچ اثری از جنبشهای روشنفکری دیده شود .او درنخستین روزهای حکومت خویش دربرچیدن افراد روشن ضمیر دوره امانیه آغاز نمود.ژورنالستان مانند محی الدین انیس، مدیر مسئول وصاحب امتیاز روزنامه انیس نخستین جریده آزاد ومستقل افغانستان، عبدالحی داوی، مدیر مسئول روزنامه امان افغان ویکی ازپیشتازان جنبش مشروطیت، عبدالرحمن لودین یکی دیگر از ژورنالستان کشور که از پیشتازان مشروطیت ویکی ازهمکاران روزنامه سراج الاخبار بود دستگیر وروانه زندان شدند.

۱ زندگی نامه

امیر محمد یعقوب خان در جنگ دوم افغان و انگلیس ، جبهه جنگ را مانند دوست‌محمد خان رها و معاهده ننگین گندمک را امضأ نمود که نیم از پاکستان امروزی متعلق به دولت انگلیس گردید. دولت انگلیس این شـاهِ تسلیـم شده را در ماه دسامبر سال ۱۸۷۹ میـلادی به هنــدوستان تبعید نمود و متعاقباً سـردار یحیـی خان ( پسر ســردار سلطان محمد خان طلایی ) خسر امیر محمد یعقوب خان را از کابل به دیره دونِ هند فرستاد .خانواده سردار یحیی خان مدت بیست و سه سال در دیره دون اقامت داشتند و به دلیل عدم بضاعــت مالی جهت تجارت و فقـدان تخصص جهت اشتغـال بکار ، با پولی که دولت انگلیس به عنوان جیره به آنان می پرداخت ، زندگی میکردند . یحیی خان دو پسر داشت به نام های سردار محمد یوسف خان و سردار محمد آصف خان. سردار محمد یوسف خان با سه زن ازدواج نمود.زن اولش یک دختر(محبوب سلطان، یک تن از خانم های امیر حبیب الله خان) و سه پسر به دنیا آورد. محمد نادرخان، شاه محمود و شاولی.از جمله نادر خان در(۲۱ حمل ۱۳۶۲هـ.ش.) سال ۱۸۸۳ میلادی درشهر دیره دونِ هند به دنیا آمد . محمد نادرخان با برادرانش محمد عزیزخان ، محمد هاشم خان ، شاه ولی خان ، شاه محمود خان ، محمـد علی خان ، همچنین عموزادگانش درهندوستان به تحصیلات خصوصی پرداخته تا احدودی زبانِ اردو و انگلیسی را فرا گرفتند . اینان از کودکی با فرهنگ هنـد و انگلیس آشنائی پیدانمودند .این فرهنگ دروجود شان تاثیرات خودرا بجا گذاشته بود. سر انجام این خانواده در سال ۱۹۰۱ میلادی با اجازه امیر عبدالرحمن خان از تبعیدگاهِ دیـره دونِ هنـد به کابل برگشتند و نادرخان هـجده سال بیشتر نداشت.او وخانواده او مورد احترام امیر قرار گرفت. درهفته های آغازین برگشت که در باغ علیمردان به سر می بردند، چند بار نزد امیر باریاب شدند. طی همین دیدارها بود که دو پسر و نواسه بزرگ یحیی خان در دل امیر جای ویژه یافتند. این خانواده پس از چندی به "خانواده مصاحبان" و یا مصاحبان خاص نیز شهرت یافتند. در چنین دید وباز دید پسران سرداریحیی ، سردار محمد آصف خان و سردار محمد یوسف خان وقتا ً فوقتا ً نزد حبیب الله خان میرفتن بدین ترتیب علایق با خانواده امیر پیدا نمودند.پس از مرگ امیر عبدالرحمن خان، امیرحبیب الله پادشاه گردید. رفتن سردارمحمد یوسف و سردار محمد آصف، نزد سردار حبیب الله خان باعث آن شد که امیر با دختر سردار یوسف ازدواج نماید. ازدواج امیر حبیب الله خان با محبوب السلطان، خواهر محمد نادر خان که" تحصیل یافته، خوش صحبت و خوش مشرب" هم بود، زمینه های بیشتر نفوذ خانواده سردار یحیی خان و از جمله محمد نادر خان را در دربار فراهم نمود. نادر خان در سال ۱۲۸۲. ش. اول کرنیل اردلیان حضور شد. با امیر به هند سفر نمود. قوماندان گارد شد و به رتبه جنرالی رسید. در شورش منگل ۱۲۹۰ در حالی که ۲۵ سال داشت، موفق شد شورشیان را از راه مذاکره و مفاهمه به تسلیمی وا دارد. پس از آن نائب سالار شد. لقب سردار اعلی را به دست آورد و مکتبی برای ملک زادگان سمت جنوبی تاسیس نمود که پسران اعیان و اشراف جنوبی در آن شامل گردیدند. پس از قتل امیر حبیب الله خان(۱۹۱۹)، محمد نادر خان و برادرانش مدت کوتاهی زندانی شدند. در شب قتل امیر، محمد نادر خان نیز در کنار خیمه او بود. به روایت میرغلام محمد غبار پیش از قتل امیر، طی دیداری توافق میان امان الله خان و نادر خان حاصل شده بود. زیرا روزی امیر حبیب الله خان بر نادر خان قهر شده و امر کرده بود که ریسمان یک پیسه گی خریده در پاهایش انداخته مثل سگ او را کش کنید.همین علت بود که در دل کینه جسته درقتل آن اقدام نمود.در مراحل اول حکومت امان اله خان این خانواده خدمات را انجام دادند که واقعاً قابل تحسین بود.سردار محمد هاشم خان از طرف کسانی که از حقیقت قتل امیر، توافق امان الله خان و محمد نادر خان آگاهی نداشتند، به گونه اهانت آمیز از هرات به کابل فرستاده شده بود. و آنها را بر یابوی پالانی (اسپ بارکش) سوار کردند و از طریق غور و هزاره جات به سوی کابل حرکت دادند. پس از مدت از حبس رها گردیدند واز قضایا واقف شدند.پس از استقلال افغانستان، محمد نادر خان و برادارنش، حایز مقامهای بلند گردیدند. نادر خان به حیث وزیر حربیه و برادرش سردار محمد هاشم، سفیر در روسیه بود. شاه محمود و شاه ولی با دو خواهر شاه نیز ازدواج کردند. اما امان الله خان مانع ازدواج خواهرش با سردارمحمد هاشم خان شد. ازین رو هاشم خان تا زنده بود کینه او را بر دل داشت. اصلاحات سریع شاه امان اله باعث کینه توزی انگلیسها گردید آنها مانند امروز مردم را علیه امان اله برخیستاندن.خانواده آل یحیی نیز از امان اله خان نیر آرام آرام دور شدند هاشم خان خان این مرد تشنه قدرت با امان اله درخفا دشمنی ورزیده و روابط خودرابا انگلیسها نزدیک تر ساخته ودرخنثی نمودن بسیاری عملیات علیه انگلیس ها شرکت ورزیدند .هاشم خان ونادر خان درمراحل اخری پادشاهی امان اله خان خود فتنه را درجنوبی برا انداختن وراز های محرمانه غلط بدسترس امان اله خان می گذاشتن .شاه امان اله در اواخر از قضیه باخبر شده این خانواده را به خارج از افغانستان فرستاد.محمد نادرشاه در اوائل برج قوس ۱۳۰۲ از عهده وزارت حربیه مستعفی گردیدند. در ۳۰ نومبر ۱۹۲۶ ع. استعفای قطعی خویش را (از سفارت افغانستان در فرانسه) اظهار داشته به معالجه پرداختند. درین جریان جنگهای داخلی شروع شده شاه امان اله وطن را ترک کرد.نادر خان از فرانسه به پشاور وبعداً توسط مردم پکتیا به همکاری برادران خودبه کابل حمله نمودو حبیب‌الله کلکانی را ازبین برد.سپس ۴ سال پادشاهی نمودوتوسط یکنفر شاگرد مدرسه بنام خالد هزاره بقتل رسید.ظاهرشاه که هنوز خیلی جوان بود ضرورت ان بود تا در امورات دولت کاکاهایش کمک کند همین بود که هاشم خان تقریباً قدرت اول کشور را در دست داشت.وسپس ۱۷ سال وظیفه نخست وزیری را پیش برد.پس از جنگ دوم جهانی اعلامیه منشور سازمان ملل در مورد حقوق بشر به کشورها عضو اعلان گردید. چون ظاهر خان یک پادشاه مترقی بود.وهم دروجود خود نیروی اداره کشور را یافته بودبناعاً هاشم خانرا از عهده نخست وزیری برطرف نموده عوض آن شامحمود خان را به صفت نخست وزیر انتخاب نمود.شاه محمود خان شخص نرم مجاز و مترقی بود که در آزادی مطبوعات کوششهای نمود.هاشم خان خود فرزند نداشت پس از برطرفی خویش دو برادر زاده خود راهرریک محمد داود خان و نعیم خان غرض بقا سلطنت تربیه نمود.این دو پسران سردار محمد عزیز خان کاکا ظاهر خان بودند.داودخان در۲۶ سرطان سال ۱۳۵۲ پس از کودتا نظامی قدرت را از ظاهر خان گرفت.بلاخره سردار هاشم خان در۲۶/۱۰/۱۹۵۳ وفات یافته درشهر کابل دفن گردید

۲ منبع

  • افغانستان در مسیر تاریخ نوشته میر محمد غبار جلد دوم صفحات ۳۲-۲۳ انتشارات قم تهران
  • توطئه هاى انگليس براى برانداختن سلطنت غازى امان الله خان نوشته داکتر عبذالرحمن زمانی در وبگاه بورا
[[۱]]
  • صدارت محمد هاشم خان در تاریخ افغانستان!نوشته خالد در وبگاهکابل پرس
[[۲]]
  • توطئه هاى انگليس براى برانداختن سلطنت غازى امان الله خان و ريشه هاى مخالفت سردار هاشم خان با ميرزمان خان کنرى نوشته داکترعبدالرحمن زمانى در وبگاه [[۳]]

۱۳۹۰ خرداد ۹, دوشنبه

نامهء سرگشاده به سازمان ملل متحد و سایر سازمانها و کشورهای صلحدوست جهان!!!


از کریم پوپل                                                                                                                                                
نویسنده ویکی پیدیا                                                                                                                                 

                                                                                                       

متن نامه

از آنجائیکه برای جهانیان واضح گردید؛ جنگ 33 ساله در افغانستان توسط خود افغانها سازماندهی نشده، بل کارتل های اقتصادی برای حصول منافع نامشروع و اهداف شوم شان این جنگ تباه کن را راه انداخته  و تا هنوز مدیریت میکنند.ایشان  ازین ملت بیچاره  وکم سواد استفاده و بهره برداری نا جایز سیاسی – اقتصادی و نظامی مینمایند. خونی ترین کشوری که تهدابش بر وحشت و دهشت گذاشته شده است، و همه روزه در قتل افغانها دست دارد؛ پاکستان میباشد.
 این پاکستان است که درسال1354 ( زمان حاکمیت داود خان) جنگ را در پنجشیر براه انداخت.
این پاکستان است که جنگ 33 ساله  را در کشور ما شعله ور ساخته است.
 این پاکستان است که بعد از از بدو تولدش، مردم کشمیر را در خاک وخون کشانیده، امنیت هند کهن( کشور بزرگ دموکراسی) را مختل ساخته است.
این پاکستان است که برای القاعده وطالبان و سایر تند روان بنیاد گرا در خاک خود بهشت برین ساخته و بخاطر اهداف غیر نامشروع ازایشان پاسداری و حمایت میکند.
این پاکستان است که سیر ِ طالبان دهشت افگن و هراست افگن را تا کشور های آسیای میانه توسعه داده است.  هر گام این جنگها  صدها وهزارن پدر را بی اولاد، هزاران طفل را بی پدر و هزاران زن را بی شوهر ساخته و این بی  گناهان  نا امید و بیخبر از همه چیز را زمینگیر میسازد.
 این جنگ اعلان ناشده صدها موسسات عام المنفعه این وطن را به آتش کشیده است، موسسات تعلیمی را میسوزانند تا این ملت همینطور کورو بیسواد باقی بماند. همین اکنون " آی. اس. آی."  پاکستان اطفال پاینتر از سن 15 را پرورش انتحاری داده به کشور ما غرض انتحار نمودن روانه میدارد.
همه جنایات بشری،بر ضد کنواسیونها و میثاقهای پذیرفته شده در سازمان ملل متحد ( فروش اطفال و  زنان، تبدیل اعضای بدن انسان ،قاچاق انسان، مدرسه ها وتعلیمات دهشت افگنی، کاپی کاری غیر قانونی اسناد،  فیلمها ویدوها ادویه جات و  صنایع  مشهوربوده امتیاز قانونی صدها کمپنی خارجی را  غیر قانونی از خود ساخته است. ) همه و همه در پاکستان مرعی الاجرا است.
  باالاثر این جنگ های تحمیلی؛ غربت مرگ ومیردرین کشور تابه سرحد 60فیصد  بالا رفته است و حیات  چندین نسل آینده ما نیز زیر سوال خواهد درآمد.یکی از دلایل واضح اینست که پاکستان پناگاه خطر ناکترین قاتلین و جنایت کاران فراری سایر کشور ها میباشد. از انها صرف بیشتر در جنگ افغانستان و بعدا" کشمیر و سایر نقاط مطمح نظر پاکستان صورت میپذیرد. آیا در جهان نیرویی وجود ندارد که جلو این همه جنایات  تبهکارانهء ضد بشری را سد شود؟ 

بنا"ً فریاد  افغانهای مقیم جهان در دهمین سالگرد صدور قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد افغانستان؛ چنین بلند میشود:
                                                                                                 
 ای سازمان ملل متحد !!! و ای کشورهای جهان !!! باوجودیکه هرشب در تلویزونهای خویش سربریده زنان ومردان واطفال مارا می بیند؛ تخطی و غیر قانونیت را می بینید؛ شما درقرن 21 مشاهده میکنید  که طالبان دوجوان را  که باهم  محبت دارند،  آنهاراسنگسارویا سرشان را با کارد میبرند؟
 چرا مانندلیبیا دربرابر پاکستان وطالبان بنیاد گرا و تروریست عمل نمی نمائید؟  33 سال وحشت و دهشت را کسی نیست که خاموش سازد؟؟ این جنگ، تجارت واقتصاد دهها کشور جهان را مختل ساخته است.آیا این وظیفه شما نیست که  برای آوردن شرایط صلح آمیز و انسانی در افغانستان و منطقه همکاری کنید؟
ما بصراحت بشما اعلان میداریم که این کشور بالاثر جنگهای داخلی وحدت ملی و قدرت دفاعی خودرا از دست داده است. در دفاتر والی ها عملیات انحاری صورت میگیرد؛ مراکز پی آر تی مورد هجوم تروریست ها قرار میگیرد. همه روزه کشتار مردم بیگناه و عساکر خارجی ادامه دارد؛  کسی نیست که جلوای همه عملیات تروریست را بگیرد؟ همه این رویداد های جانکاه بدلیل آن است که منبع دهشت افگنی را شما مسدود نساخته اید.از افغانستان یک مارکیت خون ساخته شده است.آنها میخواهند ما درتحت یوغ طالبان بنیاد گرا و متحجر در پیوند با اندیشه و تفکرات قرون وسطایی زندگی گذرانیم که چنین چیز غیر قابل تحمل بوده وما پذیرا نیستیم. درغیر آن سوال خواهد شد که پس سازمان ملل برای چه است؟
بنا"ً چنین شعار ها را بشما اعلان میداریم:
1- ما دیگر تحمل را از دست داده در آینده نزدیک در کناردروازه شما  به تظاهرات بی پایان  علیه پاکستان آغاز مینماییم تا زمانیکه حرف مارا نشنوید ما از احتجاج دست نخواهیم کشید !

 2 - سازمان ملل یکبار با نمایندگان  روشنفکران داخل افغانستان اروپا وامریکا مجلس را دایر کنند اگراین روشنفکران حکومت را دردست داشته باشند، ما بشما تضمین میدهم که انوقت افغانستان استعداد دفاعی گمشده خودرا باز می یابد. اینها با آوردن دسپلین دولتی وحدت ملی جبری را ببار خواهند اورد وصلح خواهد آمد.                         
 3 - تحریم محاکمه نمودن پاکستان واحتمالاً غیرقانونی ساختن پاکستان به حیث یک دولت عضو س.م.م.؛ تا زمانیکه از هراست افگنی دست نبردارد!

 4- شورای امنیت ملل متحد باید پاکستان را کشور حامی تروریزم اعلام دارد.
5- شورای امنیت بائیست تحقیقات مجدانه رااز رهبران پاکستان بخاطر اغفال جامعهء جهانی و حمایت از اوسامه آغاز نماید!
6- پاکستان باید خونبهای هزار ها شهید در حوادث گونه گون؛ در سرتا سر جهان را بخاطر حمایتش از تروریزم بپردازد!
7- گروهک های جنگجوی تروریست در خاک پاکستان، گروپ های نیابتی استخبارات پاکستان اند. باید مراکز آنان مورد حملات قرارداده شود و بکلی نابود شود!
8- ثابت شد که پاکستان مسئول مستقیم جنگ های تحمیلی سه و نیم دهه اخیر بر افغانستان است؛ لذا به پرداخت تمامی غرامات آنها به افغانستان؛ مکلف میباشد!
باحترام
افغانهای مقیم جهان

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۲, پنجشنبه

استاد سر آهنگ

محمد حسین سرآهنگ از استادان موسیقی افغانستان بود.
او فرزند استاد غلام حسین بود و در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در کوچه خوردک واقع در خرابات کابل دیده به جهان گشود. او در جریان دروس ابتدائی مکتب به فراگیری علم موسیقی نزد پدر آغاز کرد. پدرش متوجه استعداد او در موسیقی شد و او را به هند برد تا شاگرد استاد عاشق علی خان بنیانگذار مکتب موسیقی پیتاله گردد. محمد حسین شانزده سال پای درس استاد عاشق علی خان نشست و با گنجینه‌ای از علم موسیقی به وطن باز گشت و از همان آغاز تاسیس رادیو کابل همکار هنری رادیو بود.
در سال ۱۳۲۹ خورشیدی در یک فستیوال بزرگ موسیقی در سینما پامیر شهر کابل شرکت کرد. در این کنسرت که عده‌ای از استادان داخلی و خارجی از جمله استاد قاسم افغان و استاد بره غلام علی خان هندوستانی اشتراک داشتند، محمد حسین درخشید و به اخذ مدال طلا از جانب شاروالی وقت کابل نایل گشت. در همین سال بود که از جانب ریاست مستقل مطبوعات وقت لقب استادی به وی داده شد.
چند سال بعد از آن تاریخ لقب سرآهنگ نیز از جانب دولت به وی اعطا شد. او با گرفتن دعوت‌نامه‌های پیاپی از هند، پاکستان و اتحاد جماهیر شوروی سابق در کنفرانسها و کنسرتهای زیادی اشتراک کرد. در سالهای اخیر در هر سالی دو سه بار به کنفرانها و کنسرتهای خارجی دعوت می‌شد و تا آنجا که برای او مقدر بود در آن برنامه‌ها شرکت می‌کرد. از جمله القاب هنری که استاد سرآهنگ بدانها نایل گشته بود می‌توان اینها را نام برد: «کوه بلند موسیقی» از دانشگاه چندیگر هند، القاب ماستر، داکتر، و پروفیسور موسیقی از دانشگاه کلاکندرا در شهر کلکته، لقب «سر تاج موسیقی» از دانشگاه مرکزی در شهر الله‌آباد هند، لقب «بابای موسیقی» پس از اجرای آخرین کنسرت سال ۱۳۵۷ خورشیدی در دهلی و لقب «شیر موسیقی» در پایان آخرین کنسرتهایش در زمستان سال ۱۳۶۰ خورشیدی از دانشگاه الله‌آباد هند.
در همین سفر اخیر به هند بود که در پی یک حمله شدید قلبی مجبور شد کنسرتهایش را قطع کند و در یک شفاخانه شهر بمبئی بستری شود. دکتوران معالج باو توصیه نموده بودند که نه تنها دیگر آواز نخواند بلکه تا صحت یابی کامل حتی لب به سخن نگشاید. استاد سرآهنگ پس از بهبودی نسبی کنسرتهایش را تمام کرد با دو مدال طلا و نقره و لقب شیر موسیقی بوطن برگشت. بدینگونه تعداد کپها و مدالهایش از بیست عدد تجاوز کرد که می‌توان گفت در تاریخ موسیقی کلاسیک چه در کشور ما و چه در سر زمینهای نیم قاره هند کمتر استادی این همه مدال، اینهمه لقب و این همه جایزه هنری را صاحب شده‌است.

 مرگ

ساعت ۹ صبح روز یکشنبه ۱۶ جوزای ۱۳۶۱ جنازه استاد در حالیکه عده زیادی از مسوولان دولتی از جمله منسوبین وزارت اطلاعات و کلتور، رادیو و تلویزیون حاضر بودند از کلنیک صدری شفاخانه ابن سینا برداشته شد و پس از مراسم تجهیز و تکفین براساس وصیت خودش به گذر خرابات برده شد تا پیر و برنای آن گذر از نزدیک با سر حلقه خراباتیان وداع نمایند. سپس جنازه استاد سرآهنگ در حالی عده بیشماری از دوستان و علاقمندان شان حاضر بودند، از مکرویان برداشته و جهت ادای نماز جنازه به مسجد پل خشتی انتقال یافته سپس در شهدای صالحین به خاک سپرده شد.
گـــــداز درد طـــوفان کرد دست از مـــا بشوی بیـــدل
نبـــرد این سیــل اگـــر امروز فـــردا می‌برد مـــــارا

استاد قاسم افغان

قاسم افغان: درسال ۱۳۰۳ هجری شمسی ۱۸۸۱عیسوی در کوچه خواجه خوردک یا خرابات تولدگردید.پدراستادقاسم افغان استاد ستارجو یکی از موسیقی دانان ایالت کشمیر بود.استاد ستار جو نوازنده دربار امیر عبدالرحمن بود.استاد قاسم افغان درسیزده سالگی به هنر موسیقی روی آورده وازهمین سن در دربار عبدالرحمن خان راه یافت.او به اساس امر امیر غزلی را از کتاب حافظ شیرازی کمپوز نموده در دربار خواند.واین اولین آهنگ او در دربار بود که مورد تشویق قرارگرفت.استاد کتاب بیدل و حافظ را میخواندوازان غزل آهنگ میساخت.استاد خود شعر میسرود و درگفتن شعر کنایه خیلی مشهور بود.استاد در دربارشاه امان اله مقام خیلی زیاد داشت.او مدتی به صفت معلم موسیقی در لیسه حبیبیه ایفای وظیفه نمود. استاد مفتخر به ۳ نشان به نامهای مسرت، یاد گار استقلال، ومطلا گردیده است.درزمان امیر امان اله خان دابس نماینده و سفیر انگلیس در افغانستان بود.استاد روزی به دابس چنین شعری را سرود.
  • مکتب ماست جای استقلال جای -- سبق ماست هوای اسقلال
  • ویا شعر دیگر: میزند چشم کبود تو ناخن به مژگان-- ترسم ای دوست میان من و تو جنگ شود
















استاد قاسم در حال اجرای کنسرت در سفارت انگلیس
استاداز موجودیت حبیب‌الله کلکانی ناراض بود و در دربار حبیب اله نیز شهر های کنایه میخواند. هاشم خان کاکای ظاهر شاه از کنایه گفتن شهر های استاد بتنگ آمده بود.و استاد را چندین بار اخطارداده بود که از امان اله در خواندنهای خود یادنکند.از اینکه استاد شاه امان اله را خیلی دوست داشت از گفتن شعر کنایه دست نبرداشت .استاددرمدت ۵۰ سال عمرش 100 شاگرد تربیه نمود ازجمله استاد نتو ، استاد رحیم بخش، استادمیرزاحسین، وسه پسر او یقوب قاسمی یوسف قاسمی وآصف قاسمی میتوان نام برد که همه اینها با رادیو افغانستان همکاری داشته واهنگهای زیاد از خود بجا گذاشته اند. وحید قاسمی هنرمند مشهور رادیو تلویزیون ملی افغانستان نواسه استاد میباشد.مرحوم استاد قاسم در۲۲سنبله ۱۳۵۲ در شهرکابل وفات یافت وجنازه اش در مقبره شهدای صالحین دفن گردید.

منبع

نوشته عبدال وفا در ارشیف خاوران.

۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

نبیل غمین مسکینیار(Nabil Ghamin Miskinar)

از کریم پوپل
نبیل غمین مسکسن یار

 در 26سپتامبر سال 1948  هجری در شهر کابل تولد گردید. برنامه ها ی تلویزیونی مسکینیار در حال حاضر  از ایالات متحده امریکا  به نام تلویزیون آریانا افغانستان پخش میشود.وی  دوره تحصیلات متوسط خویشرا در مکتب حبیبیه بپیان رسانیده است. نبیل مسکینیار در نواختن جاز مهارت داشته درگروه احمد ظاهر  معروف به "الویس"جهاز می نواخت.
او تحصیلات عالی خود را دررشته ژونالیزم در روسیه و ایالات متحده آمریکا کالفورنیا بپایان رسانید. در سال 1978 پس از ورود  شوروی ها در افغانستان پناهنده درایالات متحده امریکا شد.او همکاری با مجاهدین را اغاز نموده .در نشر اخبار از طریق رادیو آزادی ورادیو فری ایوروپ نشرات خویشرا پخش مینمود.
مسکینیار به عنوان یک روزنامه نگار و سیاستمدار همکاری نزدیک با مرحوم محمد ظاهر شاه داشت.به عنوان مشاورفرهنگی همکار بود. مسکنیار پس از 25 سال تجربه کاری در رشته ژونالیزم توانست تلویزون آریانا افغانستان را ایجادوپروگرامهای خوبی را ترتیب کند.زمانیکه او  تلویزون آریانا افغانستان  را ایجاد نموددر سراسر جهان کدام نشریه و تلویزون افغانی وجود نداشت. و یک ضرورت مبرم احساس میشد تا افغانهای درتحت یک رسانه باهم جمع شوند.که این یکی از بزرکترین کار تاریخی مسکینیار می باشد
مهارت وتجربه کاری
 درصحنه سیاسی امروز او یک سیاست مدار روز نامه نویس نطاق  مترجم  ژونالیست  مهارت مالی با سابقه 25 سال  دیپلومات و پروگرام منیجر است . او آگهای کامل در مورد کشور های آسیا میانه دارد.او در سال 1989 موسس تلویزون آریانا افغانستان و در سال1990 بتاسیس رادیو  آریانا اقدام نمود.الی  سال 2005نشرات پروگرامهای او صرف در داخل امریکا بود .پس از سال 2005 نشرات او جهانی شد.فعلا نشرات این تلویزون از کالفورنیا ،دوبی و هامبورگ پخش میگردد..درین اواخر درتاسیس تلویزون  زیلاند نت اقدامات جریان دارد و بزودی پروگرامهای این تلویزون بمشاهده خواهد رسید.
نکات برجسته شغلی مسکینیار

** برنده جایزه هتلز تولید به عنوان تولید کننده "بهترین نمایش کانال بین المللی" -- لس آنجلس و کالیفرنیا در سال 1992.
** به عنوان مسول و مدیر ارشد اجرایی برنامه ها، سرمایه گذاری های جدید  از زمین تا به بستر پخش امواج که توانسته است تا 12 میلیون بیننده در سطح بین المللی داشته باشد.
** تخصص در تعیین ارزش کانال تلویزونی  های که جدیداً تاسیس گردد.
** تجربه گسترده با مدیریت رسانه های افغانستان ، بازاریابی ، و برنامه نویسی در قسمت  تلویزیون و رادیو.
** مسکینیار عضو هیئت کنگره ادوارد رویس و دانا
Rohrabacher غرض مذاکرات بمنظور تشکیل دولت مجاهدین افغانستان در سال 1993 تعین گردیده بود.
**  مسکینیار از طرف دولت امریکا و منابع متعددی از قبیل سی ان ان ، و واشنگتن پست به عنوان یک کارشناس  تغییردر ساختار سیاسی قبول گردیده است. وتا اکنون جریان دارد.
**یک انسان صادق و و ظیفه شناس تا اکنون کسی نتوانسته جرم اورا ثبوت کند. او 14 سال دوشادوش مجاهدین کارنمود. ولی پس از بقدرت رسیدن مشاهده نمود که مجاهدین مردمان نیک برای این وطن نبوده بعد از رهبران حزب خلق دومین مجرمان وقاتلین این سرزمین هستند قطع رابطه نموده در گروه هزاران روشنفکران شریف ووطن پرست پیوست.امروز انتقادات تلویزون آن متوجه جهادیها است. جهادیها درین کشور به یک آفت تبدیل شده اند. بالااثر جنگهای این دو آفت میلونها انسان بیگناه این ملت سرگردان درجهان دربی عزتی حیات بسر میبرند. وحق است که انسانهای شریف این وطن آواز عدالت خواهی در برابر هر نا بسامانی بلند نماید.ومحترم مسکین یاراز رهگزران این آواز است. آواز تک تک هیچ کمکی به این وطن نخواهدکرد بلکه لازم است ملت را افرادی نیک سازمان دهی نماید تا باهم بسیچ گردند دروازه انتقاد را بسته عملا خود درهر پروسه وطن سهم گردانند. افغانستان از ملت افغان است.لازم است هر افغان در قدرت این وطن سهم داشته باشد.نه گروپ خاص.

تاریخچه زندگی مسکینیار
مسکینیار در 8عقرب سال1327 در یک فامیل روشنفکربدنیا آمد. ملیت او پشتون ودر قوم محمدزائی میباشد. پدر مسکینیار مرحوم حسین غمین شاعر و ادیب معاصر خویش بود که ازمرحوم 7 کتاب رومان  تعدادچند از مقاله ، چند رسانه و ترجمه کتاب روبینات تاگور باقی مانده است.مرحوم درسن 48 سالگی به اثر سکته قلبی چشم ازین جهان فانی بست. مسکینیار اذدواج نموده دارای یک دختر بنام وانه و یک پسر میباشد.نام خانم او طاهره غمین مسکینیار میباشد.
مسکینیار از طفولیت نویسندگی را تحت نظر پدرش فرا گرفت.در سن پانزده سالگی در مکتب سلطان غیاث الدین غوری  هرات درامه 5 پرده ای را نوشت که این درامه آغاز شهرت هنری موصوف بود.دوسال بعد از آن زمانیکه متعلم صنف دهم لیسه حبیبیه بود درامه رابعه بلخی را نوشت.که درامه از طریق رادیو افغانستان تنظیم و پخش  گردید.او درین ایام گروه هنری آماتوران  لیسه حبیبیه را به شرکت  احمد ظاهر احمد ولی  عمر سلطان فرید زلاند صابر شیرزوی ویکتعداد دیگر از متعلمین لیسه حبیبیه تشکیل نمود.که شاگردان در مدت 3 سال همکاری با رادیو  صاحب شهرت شدند.  پس ازین دولت وقت نبیل را غرض تحصیل در رشته ژنالیزم روانه شهر مسکو نمودند. پس از مدت کوتاه پدر نبیل جان به حق داد.مسکینیار نظر به مشکلات فامیلی خویشرا شامل پوهنزی ادبیات رشته ژونالیزم افغانستان  نمود. واز این پوهنزی موفقانه فارغ گردید.
پس از فراغت کارمند نشرات خارجی  وزارت اطلاعات و کلتور  گردید.درسال 1973 معاون ریاست جواز مطبوعاتی در سال 1974 به صفت مدیر بورسهای تحصیلی مقررگردید.پس از آن مدیر روابط خارجی آن وزارت بود که این آخرین ماموریت وی در افغانستان بود.وی در سال 1979 در حالیکه عرصه سیاسی در کشور محدود گردیده بود از طریق ایران به کشور جرمنی پناهنده شد.وبعداًبه امریکا مهاجر شد.و درآن جا در وظایف ژونالیستی آغاز بکار نمود.
قطعه شعری از مرحوم حسین غمین
                                               آخرین فریب
            - گر آخرین فریب تو،ای زندگی!نبود    صدبار تا به حال ،رها کرده بودمت
            -زان پیشتر که مرا سوی خود کشی   در پیش پای مرگ ،فداکرده بودمت
            *هربارکز توخواسته ام بر کنم امید    به  آغوش گرم خویش روی مرا کشاده ای
            * دانم هرچه کنی جز فریب نیست     کی درین فریب  چه فسونها  زهر نهاده ای
           #  پشت پرده، هیچ نداری جزفریب    لیکن هزار جامه بر اندام خویش کنی
           # از ملال روزوشبت خاطرم گرفت    اورا طلب کنی ومرا رام   نیش کنی
          & روز نقاب عشق به رغساراونهی      تا نوری از امید بتابت به خاطرم
          &روز غرور شعروهنرو نام اوکی       تا سر بر آفتاب بسایم که شاعرم
          +در دام این فریب،بسی دیر مانده ام      دیگر ه عذر تازه نبخشم گناه خویش
         +ایزندگی دریغ که چون از تو بگسلم       در آخرین فریب تو جویم پناه خویش!
        
منابع
                                                               *[http://www.aa-tv.com/ Ariana Afghanistan TV Website]
*ویکی پیدیا انگلیسی و فارسی          

References
^ Griffith, Stephanie (28 April 1992). "DC Area Afghans Cite Pessimism; Hope for Liberation Soon Turned to …". The Washington Post Pay-per-view. http://pqasb.pqarchiver.com/washingtonpost/access/74014201.html?dids=74014201:74014201&FMT=ABS&FMTS=ABS:FT&type=current&date=Apr+28%2C+1992&author=Stephanie+Griffith&pub=The+Washington+Post+(pre-1997+Fulltext)&desc=D.C.+Area+Afghans+Cite+Pessimism%3B+Hope+for+Liberation+Soon+Turned+to+Fear&pqatl=google. Retrieved 5 May 2010.
External links
http://www.youtube.com/watch?v=3FVFar4ZtAg&feature=related
http://wn.com/Nabil_Miskinyar
http://www.encyclo.co.uk/define/Nabil%20Miskinyar
Ariana Afghanistan TV Website
Ahmad Zahir Bio
http://www.facebook.com/pages/Nabil-G-Miskinyar/161022160606773
www.e-ariana.com
Miskinyar candidate for Minister of Information and Culture www.khawaran.com
             
            

۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه

روزنامه نگاری در افغانستان

از کریم پوپل :
روز نامه نگاری درافغانستان از سال ۱۸۷۵ میلادی یا۱۲۸۵ میلادی در دوره سلطنت امیر شیر علی خان اغاز گردیده‌است.که از شمس النهار اغاز و تا امروز ادامه دارد.به اساس نوشته رسول رهین در افغانستان در چند دوره روزنامه نویسی محدویتهای داشته است.
  شمس النهار.

شمس النهار در ۱۶ صفحه و ظاهرا در ماه دو یا سه مرتبه منتشر می‌گردید و مقالات آن عمدتا توسط یکی از رجال فرهنگی آن روزگار افغانستان به نام عبدالقادر پیشاوری نگاشته می‌شده که این فرد منشی امیر شیرعلی خان نیز بود.امیر شیر علی خان تا حدود امکان از این روز نامه حمایت می‌نمود. واین اخبار تا مدتی در حکومت پسرامیر شیرعلی خان محمد یعقوب خان ادامه یافت .ولی دولت انگلیس از پخش این اخبار جلوگیری کرد زیرا در ین زمان سیاست خارجی افغانستان تحت اداره انگلیسها بود. این نشریه درزمان حکومت امیرعبدالرحمان خان دوباره چاپ گردید.
 سراج الاخبار.

 این نشریه در زمان امیر حبیب اله خان پسر عبدالرحمان خان در۹ میزان ۱۲۸۰ تا ۳۰ دلو ۱۲۹۷ هجری شمسی دو بار بنشر رسید.در مرحله اول که نشر آن در سال ۱۲۸۴ شمسی بود، فقط به یک شماره محدود ماند و مسئولیت آن را عبدالرئوف قندهاری برعهده داشت. مرحله دوم انتشار سراج الاخبار شش سال بعد در تاریخ ۱۲ مهر ۱۲۹۰ شمسی منتشر شد که مسئولیت آن را محمود طرزی برعهده داشت. سراج الاخبار در هر ۱۵ روز یک بار منتشر می‌شد و نقش مهمی در شکل گیری تجدد در افغانستان آن دوره دارد. درین دوره جهان به سمت دموکراسی پیش می رفت و درگوشهای ملت آوازه مشروطه خواهی پخش شده بود. این روزنامه درتغیرات فکری مردم خیلی اثر داشت. درنتیجه امیرحبیب اله ۱۲ سال معارف را بروی مردم بست. چون این نشریه برعلیه انگلیسها مردم ترغیب می‌نمود در بار دوم پس از ۸ سال فعالیت ممنوع قرار داده شد.
دوره امانیهپس ازتلاش زیادروشنفکران شاه امان اله که عضو گروپ مشروطه خواهان بود حاکمیت افغانستان را بدست گرفت .و جریده سراج اخبار بطرز جدید به انتشارات خود اغاز نمود. بعد از سراج الاخبار نشریات جدیدی به وجود آمدند که از جمله آنها می‌توان به ارشاد النسوان، اولین مجله زنان افغانستان در دوران معاصر اشاره کرد. نشریه‌ای که زیر نظر ملکه ثریا همسر امان الله خان منتشر می‌شد و مسوولیت آن را اسما رسمیه، همسر محمود طرزی و سردبیری آن را روح افزا، دختر محمد زمان خان خازن الملک برعهده داشتند. درین دوره اولین شماره جریده انیس درسال ۵٫۵.۱۹۲۷/درکابل به نشر اغاز نمودکه الی امروز پس از چند بارسانسوربنشر خود ادامه داده‌است.از دیگر نشریات دوران امان الله خان می‌توان به سراج الاطفال، اولین نشریه کودکان افغانستان که به طور ضمیمه در کنار سراج الاخبار منتشر می‌شد و ده‌ها نشریه دیگر اشاره کرد. غیر از نشریات فوق که در کابل منتشر می‌شدند نشریاتی دیگری نیز بودند که در استان‌های دیگر منتشر می‌شدند که از جمله آنها می‌توان به اتفاق اسلام با مدیریت مرحوم صلاح الدین سلجوقی که در هرات منتشر می‌شد و یا نشریات دیگری مانند اتحاد مشرقی که برهان الدین کشککی آن را در ننگرهار منتشر می‌کرد و یا طلوع افغان که در قندهار توسط عبدالعزیز خان و پوهاند عبدالحی حبیبی منتشر می‌شد، اشاره کرد.
 دردوره سلطنت محمد ظاهر شاه

پس ازسقوط حکومت شاه امان اله خان ۲۴ جدی ۱۳۰۷ هجری شمسی الی دهه ۱۳۴۰ یعنی ۳۳ سال مطبوعات ۱۰۰ فیصد درکنترول و سانسور دولت قرار داشت. پس از انکه ظاهر شاه خود مستقلانه ضمام حکومت را بدست گرفت.وی پس از سال۱۳۴۳ ه ش در کشور مطبوعات را ازاد اعلان نمود .درکشور احزاب سیاسی به انتشار جراید و رونامه اغاز نمودن.که می‌توان از جریده پرچم از جناح پرچم، شعله جاوید ازنشریات سازمان جوانان مترقی افغانستان، خلق از جناح خلق، کاروان، مردم، پیام وجدان، اتحاد ملی روز نامه وحدت، پیام امروز، افغان ملت، مساوات، صدای عوام، صبا، کمک، کاروان، خیبر، گهیز، پروانه، هدف، جبهه ملی، پکتیکا، شپیده دم، افغان ولس، اتحاد ملی، روزگار، ندای حق، ملت، افکار نو، پیکار، انیس، هیواد، شوخک، kabul Times کابل تایمز، روزنامه بیدار در مزار شریف و پیام حق در هرات بنشر میرسید.اکثریت این جراید در زمانکه هاشم میوندوال رهبر حزب مساوات در افغانستان صدراعظم بود به نشر اغاز نمودن.
 نشر روزنامه در دوره سردار محمد داود خان
درین دوره روزنامه بنام جمهوریت از طرف دولت بچاپ میرسید.بقیه در تحت سانسوردولت قرار داشت.در مزار شریف روز نامه بیدار و درهرات پیام حق به نشر میرسیذ.
 در دوره حکومت داری حزب دموکراتیک خلق افغانستان

درین دوره مطبوعات تحت سانسور قرار داشت.در دوره کارمل از ۲۷ دسامبر ۱۹۷۹ تا ۲۴ نوامبر ۱۹۸۶ روزنامه دولتی بنام حقیقت انقلاب ثور و حقیقت سرباز وجود داشت. در اخیر حکومت دوکتور محمد نجیب‌الله مطبوعات از کنترول و سانسور برامد. درکشور پارلمان تشکیل گردید احزاب ازاد شد و یکتعداداحزاب اغاز به نشر روز نامه نمودن. روز نامه وطن، کار، سرباز، انیس، پیام، پیام صلح
 در زمان مجاهدین

در دوره مجاهدین کار روز نامه نگاری بطیع پیش میرفت زیرا جنگهای تنظیمی اثرات ناگوار در هر عرصه وارد نموده بود. در همین عصر مطبعه دولتی تعمه اتش قرار گرفت. زمانیکه تنظیم در پاکستان بودند هرکدام ان نشریه داشتن. روز نامه شهادت، مجاهد, جبهه ملی وغیره ولی با مشکلات زیاد چنین روز نامه گاه گاهی بچاپ میرسید.نشریه ء هفته نامهٔ کابل، صبح امید، فریاد عصر، هنداره، شهر، ارشادالنسوان، امهات المومنین و بالاحصار...
 روز نامه نگاری در حاکمیت طالبان

اکثریت طالبان به جز از کتابهای اسلامی و شرعی همه کتب و نشرات را غیر مجاز میدانستند و بنام کتب شیطانی یا کافری مینامیدند.ولی با حاکمیت‌ طالبان‌ در افغانستان‌ روزنامه‌نگاری‌ و نشر جراید نیز کاملا در اختیار حکومت‌ قرار گرفت‌ و جرایدی‌ مانند شریعت‌، حزب‌ مؤمن‌، الخلافة الاسلامیة در افغانستان‌ صرفا منعکس‌کننده‌ اخبار جنگ‌ فرمانهای‌ رهبران‌ طالبان‌ اعلامیه‌های‌ دولتی‌ و دیگر دیدگاههای‌ گروه‌ طالبان‌ بودند. در این‌ دوره‌ هیچ‌ جریده‌ آزاد وجود نداشت.
   دوره دموکراسی یا حکومت حمید کرزی

پس از سال ۲۰۰۲ میلادی دوره جدیدی در روزنامه نگاری افغانستان آغاز می‌شود که روزنامهای بیشماری در کشور روزانه بنشر میرسد.در جنب روزنامه جراید مجلات و نشر کتب رونق بیشتر نمود.نوسیندکان و هنر مندان از خاک و باد فراموش شده جسته به دنیای امید داخل شدند.و زمینه رشد برای نوسیندگان هنرمندان و فرهنگیان جوان و نو مساعد شده است.تا فعلاً افغانستان دارای این تعداد اطلاعات جمعی اند
روزنامه‌ها
روزنامه آرمان ملی
روزنامه اراده
روزنامه اصلاح
روزنامه افغانستان
روزنامه انیس
روزنامه پیمان
روزنامه چراغ
روزنامه راه نجات
روزنامه ویسا
روزنامه هشت صبح
هفته‌نامه‌ها
هفته‌نامه اقتدار ملی
هفته‌نامه امید ( امریکا)
هفته‌نامه پیام مجاهد
ماهنامه مشعل (هلند
خبرگزاری‌ها
آژانس خبری باختر
آژانس خبری پژواک
خبرگزاری اسلامی افغان
خبرگزاری صدای افغان
رادیو و تلویزیون افغانستان
رادیو تلویزیون ملی افغانستان
رادیو تلویزیون آریانا
تلویزیون طلوع
تلویزیون افغان
رادیو صبح بخیر افغانستان
رادیو سلام وطندار
رادیو آرمان اف ام
رادیو تلویزیون نورین
تلویزیون خراسان (امریکا)
تلویزیون آریانا افغانستان
تلویزیون لمر
تلویزیون شمشاد
تلویزیون تمدن
تلویزیون آینه
رادیو کاپیسا اف ام
تلویزیون سبا
رادیو نوا
وهکذا پس از سال 2002 در خارج و داخل افغانستان سایدها کمیته‌های فرهنگی اتحادیه ها مراکز اداری و تحقیقاتی  شورا ها و مرکز فرهنگی افغانان مقیم خارج افتتاح گردید که روزانه تعدادان زیاد شده میرود.امید است بارد یگر در افغانستان تاریخ به عقب نگردد.
منابع
افغانستان در پنج قرن اخیر نوشته میرمحمد صدیق فرهنگ جلد دوم انتشارات قم محمد وفائی چاپ جدی1371
افغانستان در مسیر تاریخ جلد دوم نوشته میر محمد غلام محمد غبار چاپ نشرات ایران
تاریخ مطبوعات در افغانستان از شمس النهار تا جمهوریت نوشته پروفیسور رسول زهین جلد اول سال 1386